تبليغاتX
دکتر پیمان حسیبی
وبلاگ راه کم گذر

 خوش آمدید

 بهره برداری از تمامی مطالب با ذکر منبع (نام و آدرس وبلاگ) برای شما دوست گرامی مجاز می باشد

لطفاْ نظرات ارزشمند و سوالات خود را در قسمت نظر بدهید در زیر مطلب مورد نظر بنویسید تا در کوتاه ترین زمان به آن ها پاسخ دهم

در جایی که قرن ها و فرسنگ ها با اینجا فاصله دارد، دو جاده جنگلی از هم جدا می شدند، و من...

من راهی را که کم گذر بود برگزیدم، و تمام تفاوت ها ناشی از این انتخاب بود.

                                                                                                       رابرت فراست (۱۹۶۳-۱۸۷۴)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 16:24 | لینک  | 

بسياري ازافراد جامعه، بدليل عدم آموزش اصولي و تربيت غلط ، به قانون شكني و بي نظمي عادت كرده، و ترك اين عادت زشت و مخرب، برايشان سخت و غير ممكن مي باشد. آنچه كه امروز! در كمال ناباوري، بيش از فحشاء و اعتياد به مواد افيوني و مخدر، جامعه را بشدت تهديد كرده؛ و بسوي سقوط و ناهنجاري پيش مي برد؛ اعتياد به قانون گريزي و دروغ مي باشد. در تفكر بسياري ازافراد جامعه؛ قانون، براي شكستن؛ و نظم، براي از بين بردن، تدوين و ايجاد شده است. تسليم و شكسته شدن قانون، در مقابل تصميم و عملكرد قانون شكنان، فاجعه تلخ غير قابل تحمل و باوري مي باشد؛ كه عواقب غير قابل جبران آن، در آينده، نمود بيشتري پيدا خواهد كرد. مسلماني! كه دروغ بگويد و تظاهر بكند؛ و مظلومي! كه بدون اعتراض، ظلم را تحمل بكند؛ قانون اسلام را شكسته است! مديري! كه بدون داشتن صلاحيت و تخصص و تجربه و شايستگي مدير شود؛ قانون مديريت را شكسته است! مسئولي! كه با روش و عملكرد خود، باعث بروز بي عدالتي و ايجاد فاصله طبقاتي گردد؛ قانون اساسي را شكسته است! راننده اي! كه از چراغ قرمز مي گذرد؛ در محل غير مجاز توقف مي كند؛ و شب هنگام بوق مي زند؛ قانون راهنمايي و رانندگي را شكسته است!سرمايه داري! كه توليد نمي كند؛ تاجري! كه ربا مي گيرد؛ و كاسبي! كه كم و گران مي فروشد؛ قانون تجارت را شكسته است! دزدي! كه مي دزدد؛ قاتلي! كه مي كشد؛ حقه بازي! كـه فريب مي دهد؛ وشرخري! كـه نعره مي كشد؛ قانون مدني را شكسته است! كارفرمايي كه كارگر را برده مي بيند، و كارگـري! كه با وجـدان و دقت، براي كيفيت و رشد توليد كار نمي كند؛ قانون كار را شكسته است! مادري! كه شير و مهر مادري را از فرزندش دريغ كند؛ و پدري! كه نتواند محيط مناسب و رفاه نسبي براي خانواده فراهم كند؛ قانون خانواده را شكسته است! كارمندي! كه ديرمي آيد و زود مي رود؛ وبدون رشوه و رابطه، براي كسي كار انجام نمي دهد؛ قانون اداري را شكسته است! دولتي!كه نتواند؛ حقوق كارمندانش را براي رسيدن به حداقل خواست و نيازها، تامين كند؛ قانون حكومت را شكسته است! نويسنده؛ روزنامه نگار؛ و خبرنگاري! كه بخاطر منفعت و شهرت، دروغ بنويسد؛ و اسير مصلحت، حقيقت را ننويسد؛ حرمت قلم و قانون مطبوعات را شكسته است! انساني!كه نتواند اصول انسانيت را پاس بدارد؛ و با محبت، به انسانها عشق نورزد؛ قانون انسانيت را شكسته است!

و اينهمه قانون شكني و قانون گريزي، و به سخره گرفتن حرمت قانون؛ نتيجه بي اعتنايي و بي توجهي جامعه، به قانوني مي باشد؛ كه نبود و اجرا نشدن آن، آرامش و توسعه و امنيت را از زندگي و جامعه و كشور مي گيرد. قانون شكنان! تا آن زمان كه بر عليه مصلحت، و خلاف ميل و منفعتشان، قانوني شكسته نشود؛ با بي اعتنايي، به قانون، با ديدگاه شكستن نگاه مي كنند؛ و قانوني را مي خواهند و مي شناسند؛ كه به نفع و برعليه زيان خود، و بر ضد سود دشمن و مخالفشان بكاررود. آزادي وعـدالت؛ تنها در قالب نظـم و قانـون، معنا و مفهوم پيدا مي كند؛ و بدون وجود و حاكميت قاطع و مطلق قانـون،هرج و مرج؛ تبعيض و بي عدالتي؛ و ظلم و ستم؛ جاي آزادي وعدالت وعشق و محبت را مي گيرد داد گستري و نيروي انتظامي، با تمام نيرو و امكانات؛ بدون وجود قضات زبده قانون شناس، و ماموران نخبه قانون گرا؛ و توجه و تاكيد سازمانهاي فرهنگي و آموزشي، به قانون پروري و قانون گرايي و آموزش قانون ونظم، نمي توانند؛ حركت اساسي و اصولي در راستاي ايجاد عدالت، نظم، و ترويج قانون گرايي؛ در جامعه ايجاد كنند. وقتي دركمال ناباوري، پول ورابطـه، ضابطـه و قانـون جامعه مي شود؛ اين قانون پرورده افكار خود محور و خود خواه و خودبين و خود پرست؛ در انحصار منفعت و زيادت طلبي ناشايستگاني در مي آيد؛ كه قانون نا نوشته و با كاربرد خـود را مي بينند، و ديكته و اجرا مي كنند. امروز ، جامعه پول محور و رابطه گرا؛ در هر قدم، و با هرنگاه، به نوعي شاهد قانون شكني؛ قانون گريزي؛ قانون ستيزي؛ و بي حرمتي قانون مي باشد؛ و بدون اعتراض و تعمق، با بي تفاوتي و بي خيالي، در قبال قانون شكني و قانون گريزي، فقط سكوت مي كند.

فرارازقانون وعدم توجه و احترام به قانون، شكستن قانون است؛ و اين براي انسانهايي كه بدليل شيوه تربيت و آموزش، قانون گريزي را قانون شكني و خطا و گناه نمي دانند؛ غير قابل قبول و باور است.

جامعه اسلامي؛ جامعه انساني؛ جامعه مدني ؛ جامعه رها شده، قدرت سالار و بي بند و بار نيست؛ جامعه قانون و نظم است. و قدرت و آزادي و عدالت، تنها در سايه فرهنگ و محور تربيت و پناه قانون است؛ كه معنا و مفهوم پيدا مي كند.

شهروندي! كه با خود خواهي و غرور، بدون توجه به مردم، كوچه و خيابان شهر را كثيف مي كند؛ و به زيبايي و پاكي و بهداشت نمي انديشد. قانون شكن است!

شهرداري! كه با توجه به نياز جامعه، خيابان، و پاركينگ، و پارك، و محل مطالعه نمي سازد. قانون شكن است!

معلمي! كه اسير فقـرو جهـل، خوب آموزش نمي دهد؛ بد پرورش مي دهد؛ و به اخلاق و اصلاح و تربيت، دركنار آمـوزش نمي انديشد. دانش آموزي! كـه بـه آمـوزش معلــم توجـه نمي كند؛ نمي خواند؛ نمي پرسد؛ و در امتحان تقلب مي كند. قانون شكن است!

دانشجويي!كه تحقيق و مطالعه نمي كند؛  تنها درجستجوي كسب مدرك و يافتن شغل است. قانون شكن است!

ماموري! كه با اهمال و قصور و بي توجهي، چشم بر خطا و خلاف و گناه مي بندد. قانون شكن است!

رئيسي! كه اقوام و آشنايان خود را بدون ضابطه و رعايت اصول شايسته سالاري؛ به كار مي گمارد. قانون شكن است!

وزيري! كه نمي تواند و نمي خواهد؛ قانون را در وزارتخانه و زير مجموعه اجرا كند. قانون شكن است! نماينده اي! كه نمي تواند و نمي خواهد، به خواست مردم بيانديشد؛ و قانوني براي اجراي قانون، وضع و تصويب كند. قانون شكن است!

استانداري!كه نمي تواند، و بدليل عدم شناخت قادر نيست؛ مديران قانون گرا را انتخاب، و به كار بگمارد. قانون شكن است!

فرمانداري!كه به خواست حزب مي انديشد؛ و به خواست مردم توجه نمي كند. قانون شكن است!

كارخانه داري!كه ماليات نمي پردازد؛ تاجري! كه ريا معامله مي كند؛ دلالي! كه دروغ مي فروشد؛ پزشكـي!كه با دقت و حوصله، بيماررا معاينه و درمان نمي كند؛ جراحي! كه زير ميزي مي گيرد؛ پرستاري! كه به بيمار توجه نمي كند، قانون شكن است!

پيشنمازي! كه در نماز، به غير خدا مي انديشد؛ زائري!كه در حج، به بازارمي نگرد. قانون شكن است!

قضاوتگري! كه بدون شناخت جرم و علت؛ با معلول برخورد، ومجرم را مجازات مي كند. قانون شكن است!

عدالت، عدالت است؛ هر چند كه نباشد؛ و قانون، قانـون است؛ هر چند كه اجرا نشود. براي حاكميت قانون؛ بايد نخبگان جامعه، با شناخت كامل و آگاهانه از قانون، و آموزش اصولي قانون براي همه؛ همه براي قانون؛ مامور و مجري قانون شوند. براي ايجاد جامعه پاك و قانونمند؛ بهتر است كه درصد مهمي از نيرو و بودجه و امكانات دولت و سازمانها؛ بجاي هزينه شدن در تبليغات بي فايده، و اجراي برنامه هاي تشريفاتي، وبرگزاري همايشهاي مختلف پرهزينه؛ با دقت و برنامه ريزي صحيح و اصولي، درتغيير فضا وسيستم آموزش وپرورش، فرهنگ و ارشاد، و نيروي انتظامي هزينه و صرف شود. تا يا فرهنگيان و معلمين و هنرمندان مامور شوند؛ يا مامورين، فرهنگي و معلم و هنرمند! قبل از مهار آبهاي سرگردان و سد سازي براي دربند كشيدن آب؛ بايد سدي در مقابل تهاجم فرهنگي و سرگرداني نسل جوان، و قانون شكني موجود در جامعه ايجاد شود. سرداران و معماران و مهندسين و كارگزاران سياسي و فرهنگي و ديني، بايد در فكر نقشه و ساخت بنياد و بنيانهاي فرهنگي و ديني باشند؛ كه بتواند، بيش و بهتر از نفت و گاز و معدن و بمب هسته اي، براي جامعه و كشور، مفيد و كارساز و راهبرباشد. امروز جامعه قبل از نان و آب و برق و گاز و تلفن و شغل ومسكن و آزادي و عدالت، به قانون نياز دارد؛ چرا كه قانون؛ براي جامعه، بطور منطقي و اصولي، همه چيز خواهد ساخت. اگر قانون حاكم باشد! فقر و بي عدالتي، تبعيض و رابطه، گراني و بيكاري، نيز از بين خواهد رفت؛ اعتياد و فحشاء و خلاف، محدود و محصور خواهد شد؛ كاخها درمقابل كوخها ساخته نخواهد شد، و نادارها، جايگاهي شايسته شان و منزلت خود پيدا خواهند كرد. فاصله بين دولت و ملت؛ اينك رواج بي قانوني و قانون گريزي مي باشد؛ و اين فاصله، بايد، با حاكميت قانون؛ از بين برود. راه وفاق و همدلي و همراهي در جامعه، از قانون مي گذرد؛ و اين بدون قانون گرايي مردم، و مسئولين ممكن نيست.

منبع مرجع دانشجویان ایران

 

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 21:5 | لینک  | 

   

ای زن به تو از فاطمه اینگونه پیام است    ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

 سلام و درود خدا بر شیر زن ترین زنان عالم حضرت فاطمه زهرا (س) ام ابیها، اعجاز خلقت؛ هم او که با پیام ولایت مداری سفاکان دوران خود را رسوا نمود

این روز مقدس را به تمامی زنان و مادران میهن تبریک و تهنیت می گویم

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 12:32 | لینک  | 


 

امتحان پایانی فلسفه بود. استاد فقط یک سوال برای دانشجویان مطرح کرده بود. سوال این بود:

"شما چگونه می توانید من را متقاعد کنید که صندلی جلوی شما نامرئی است؟"

تقریبا یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ های خود را در برگه امتحان بنویسند، به غیر از یک دانشجوی تنبل که تنها ۵ ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد !
چند روز بعد که استاد نمره های دانشجویان را به آنها داد، آن دانشجوی تنبل بالاترین نمره ی کلاس را گرفته بود !!
او در جواب نوشته بود:

          "کدام صندلی؟"

پیام اخلاقی: مسائل ساده رو پیچیده نکنین !!

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 22:3 | لینک  | 

 

ضمن پوزش از تاخیر بوجود آمده، بنا به دلایلی!!! از دانشجوی عزیزم مهندس احمد جلیلیان خواهش کردم تا زحمت درج تصاویر مربوط به بازدید علمی از سایت تثبیت شن های روان منطقه دشت آزادگان را در وبلاگ خودش تقبل کند. علاقه مندان می توانند تصاویر مربوطه را از طریق لینک زیر مشاهده نمایند.

لطفاً برای مشاهده تصاویر اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 23:56 | لینک  | 

 

بدینوسیله بر خود واجب می دانم از تمام دانشجویان عزیزم که در انتخاب استاد برتر برای سومین بار در طی چهار سال گذشته این حقیر را مشمول لطف خود نمودند تشکر نموده و برای تمامی این عزیزانم بهترین ها را از درگاه ایزد متعال مسئلت دارم  .

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 20:40 | لینک  | 

 

 روزی کلاه فروشی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت وخوابید. وقتی بیدار شد متوجه شدکه کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد.در حال فکر کردن سرش را خاراند ودید که میمون ها همین کارراکردند. اوکلاه راازسرش برداشت ودید که میمون ها هم ازاوتقلید کردند. به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد.میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد وروانه شهر شد.

 سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش را تعریف کرد وتاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند.یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر درختی استراحت کرد وهمان قضیه برایش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش کرد.میمون ها هم همان کار را کردند.او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش رابرروی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند. یکی از میمون هااز درخت پایین امد وکلاه را از سرش برداشت ودر گوشی محکمی به او زد و گفت: فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.

 

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 20:29 | لینک  | 


روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زیبائی در را باز کرد. پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با طمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگزاری می کنم».

سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.

دکتر هوارد کلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد. لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه اورا شناخت.

سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.

آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت. آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.

زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد. چیزی توجه اش را جلب کرد. چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:

«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»
 


نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 11:15 | لینک  | 

  

ای که الفبای زندگی را از سرچشمه نگاهت آموختم

معلم عزیزم روزت مبارک . . .

 روز معلم را به تمامی معلمین عزیز به ویژه مادر مهربانم معلم بازنشسته

سرکار خانم لایقیان تبریک گفته و بر دست ایشان بوسه می زنم

 

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 15:45 | لینک  | 

 

کهن‌ترین نامی که از خلیج فارس وجود دارد نارمَرتو (narmarratu) است که در کتیبه‌های آشوری بر جای مانده‌است و به معنای رود تلخ است.. فلاویوس آریانوس در سدهٔ دوم میلادی در آثار خود خلیج فارس را پرسیکون کاای تاس که خلیج فارس معنا می‌دهد استفاده کرده‌است.

جغرافی دانان و تاریخ نگاران عرب اسلامی دوره آغازین اسلام، همچون طبری، مسعودی و یعقوبی به اتفاق در کتب خطی به جای مانده از خود اذعان دارند که تمامی نواحی خلیج پارس در دوره‌های پیش از اسلام به ایران تعلق داشته‌است. «ابن حوقل بغدادی» در کتاب خود «صورة العرض» که در سال ۱۹۹۳.م در لندن به زبان انگلیسی به چاپ رسید، عنوان می‌کند که: «همان طور که بارها گفته شد، دریای پارس دریایی است از اقیانوس احاطه کننده جهان که از آن منشعب می‌شود؛ این دریا از سرزمین‌های سند(هند) و کرمان تا فارس ادامه می‌یابد و در میان همه سرزمین‌ها به نام پارس خوانده می‌شود، زیرا پارس از همه کشورها پیشرفته تر است و شاهان آن محکم ترین کنترل (حاکمیت) را در دوران کهن داشته‌اند و حتی اکنون نیز تمامی کرانه‌های دور و نزدیک این دریا و همه سرزمین‌های پارس و دیگر را تحت کنترل دارند».

تا پیش از دهه ۶۰ قرن بیستم میلادی، کشورهای عربی از عبارت خلیج فارس در مکاتبات رسمی خود استفاده می‌کردند. در سال‌های اخیر و به ویژه از دههٔ شصت میلادی به این سو، نام جعلی خلیج عربی نیز در برخی منابع تحت حمایت بیشینهٔ دولت‌های عربی و گاه غیر عربی به گونه‌ای فزاینده در حال رقابت با نام خلیج فارس است، این امر خشم ایرانیان سراسر جهان را برانگیخته و باعث پدیداری نام «خلیج همیشه فارس» یا «خلیج همیشگی فارس» از سوی ایرانیان گشته‌است. تا کنون کارهایی برای مقابله با این جعلی سازی صورت گرفته از جمله صادر شدن دو رهنمود در دبیرخانه سازمان ملل متحد  برای پاسداری از نام خلیج فارس یا Persian Gulf و یا برگزاری جام خلیج فارس و چندین نام گذاری و تهیهٔ نقشه و اسناد و کتب جغرافیایی در حال حاضر با نام درست. سازمان جغرافیایی بریتانیا و آمریکا نام خلیج فارس را سیاست رسمی کشورهای خوددانسته‌اند.

نقشه چاپ عربستان سعودی از خلیج فارس، مربوط به سال ۱۹۵۲ میلادی که نام خلیج فارس را نشان می‌دهد.

منبع: ویکی پدیا

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 21:49 | لینک  | 

 

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 0:4 | لینک  | 

 

*گابريل گارسيا مارکز به سرطان لنفاوي مبتلاست و مي‌داند عمر زيادي برايش باقي نيست. بخوانيد چگونه در اين نامه‌ي کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظي مي‌کند:*

«اگر پروردگار لحظه‌اي از ياد مي‌برد که من آدمکي مردني بيش نيستم و فرصتي ولو کوتاه براي زنده ماندن به من مي‌داد از اين فرصت به بهترين وجه ممکن استفاده مي‌کردم

به احتمال زياد هر فکرم را به زبان نمي‌راندنم، اما يقيناً هرچه را مي‌گفتم فکر مي‌کردم

 هر چيزي را نه به دليل قيمت که به دليل نمادي که بود بها مي‌دادم. کمتر مي‌خوابيدم و بيشتر رويا مي‌بافتم؛ زيرا در ازاي هر دقيقه که چشم مي‌بنديم، شصت ثانيه نور از دست مي‌دهيم

 راه را از‌‌ همان جايي ادامه مي‌دادم که سايرين متوقف شده بودند و زماني از بستر بر مي‌خاستم که سايرين هنوز در خوابند

 اگر پروردگار فرصت کوتاه ديگري به من مي‌بخشيد، ‌ ساده‌تر لباس مي‌پوشيدم، در آفتاب غوطه مي‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نيز در آفتاب عريان مي‌کردم

 به همه ثابت مي‌کردم که به دليل پير شدن نيست که ديگر عاشق نمي‌شوند، بلکه زماني پير مي‌شوند که ديگر عاشق نمي‌شوند

 به بچه‌ها بال مي‌دادم، اما آن‌ها را تنها مي‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گيرند. به سالمندان مي‌آموختم با سالمند شدن نيست که مرگ فرا مي‌رسد، با غفلت از زمان حال است

 چه چيز‌ها که از شما‌ها [خوانندگانم] ياد نگرفته‌ام ... ياد گرفته‌ام همه مي‌خواهند بر فراز قله‌ي کوه زندگي کنند و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است

 ياد گرفته‌ام وقتي نوزادي انگشت شصت پدر را در مشت مي‌فشارد، او را تا ابد اسير عشق خود مي‌کند

 ياد گرفته‌ام انسان فقط زماني حق دارد از بالا به پايين بنگرد که بخواهد ياري کند تا افتاده‌اي را از جا بلند کند

 چه چيز‌ها که از شما ياد نگرفته‌ام ... .

 احساساتتان را همواره بيان کنيد و افکارتان را اجرا

 اگر مي‌دانستم اين آخرين دقايقي است که تو را مي‌بينم، چنان محکم در آغوش مي‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم.

اگر مي‌دانستم اين آخرين دقايقي است که تو را مي‌بينم، به تو مي‌گفتم «دوستت دارم» و نمي‌پنداشتم تو خود اين را
مي‌داني

 هميشه فردايي نيست تا زندگي فرصت ديگري براي جبران اين غفلت‌ها به ما دهد

 کساني را که دوست داري هميشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نياز داري

 مراقبشان باش

 به خودت اين فرصت را بده تا بگويي: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش مي‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زيبا و مهرباني که بلدي استفاده کن

 هيچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازي در سينه محفوظ داري

 خودت را مجبور به بيان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ي آنهايي که دوستشان داري بگو چقدر برايت ارزش دارند. اگر نگويي فردايت مثل امروز خواهد بود و روزي با اهميت نخواهد گشت

 

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 21:50 | لینک  | 

 

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول

آن های و هوی و نعره ی مستانم آرزوست

والله که شهر بی تو مرا حبس میشود

آوارگی کوه و بیابانم آرزوست

یک دست جام باده و یک دست زلف یار

رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می نشود گشته ایم ما

گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 23:36 | لینک  | 

 

حمید جان برادر عزیزم

انتصاب شایسته تو را به ریاست اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان رامسر صمیمانه تبریک می گویم و از خداوند متعال توفیق هر چه بیشتر در خدمت به مردم عزیز کشورم را مسئلت دارم.

برادر کوچکت پیمان

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 0:54 | لینک 

 

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 22:38 | لینک  | 

            گُر گرفتم عاقبت از آتشت اي نازنين             

تا به كي در حسرت ديدار تو شيرين‌ترين

تا به كي در حسرت ديدار تو مانم بگو   

پس چرا حرفت نگويي اي عزيز ماه رو 

      من كجا و تو كجا من صدا و تو خدا       

با توأم درد آشنا در غريبي آشنا

   ياد آن شاعر فرزانه كه گفت:    

عاشقي يعني دچار

فكر كنم شدم دچار

به سراغ من اگر مي‌آئيد

نرم و آهسته بيائيد

مبادا كه ترك بردارد

چيني نازك تنهايي من...

 برگرفته از یکی از اشعار رضا صادقی عزیز

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 18:52 | لینک  | 

تقدیم به پدر بزرگوارم سرهنگ حسین حسیبی فرماندهی وقت تیپ ۴ و رییس ستاد لشکر ۹۲ زرهی اهواز در دوران ۸ سال دفاع مقدس با بیش از ۷۲ ماه سابقه حضور در مناطق عملیاتی

اوایل اسفندماه 1359 سرهنگ حسیبی به عنوان فرمانده جدید گردان 145 تیپ 3 معرفی شد و سرهنگ خوشنامی رفت. فرمانده جدید افسری بسیار مهربان، جدی، با دقت و دقیق بود. از همان ابتدا با ابتکار عمل گردان را در دست گرفت. به زودی با او مانوس شدیم.

هوفل جای بسیار خطرناکی بود، اما به همه خیلی خوش می گذشت. من آنجا را دوست داشتم زیرا از آب و هوا  و طبیعت مورد علاقه من برخوردار بود. یک طرف دشتی بی انتها تا دامنه ارتفاعات الله اکبر قرار داشت و در سمت چپ خاک ریز و طرف دیگر آن رودخانه خروشان کرخه جاری بود که حاشیه آنرا نیز نیزارها پوشانده بودند. آن طرف رودخانه عراقی ها موضع گرفته بودند تا چشم می دید جنگل نخل های بلندی بود که نشان از سرسبزی و خرمی شهر سوسنگرد داشت که آن وقت در تصرف نیروهای عراقی بود (کربلای سوسنگرد شهر عاشقان شهادت و یاد آور حماسه سردار عارف دکتر چمران و تیمسار سرلشکر فلاحی).

نیمه دوم فروردین ماه سال 60 کم کم شایعه حمله به کوه های الله اکبر قوت می گرفت. به دستور سرهنگ حسیبی مامور شدم محلی را برای تشکیل بهداری گردان انتخاب کنم. سرهنگ حسیبی خیلی با من مانوس بود و هر گاه تنها میشد با تلفن قورباغه ای زنگ میزد و از من می خواست پیش او بروم تا با هم صحبت کنیم.

کم کم شناسایی ها شروع شد. سرهنگ حسیبی هر روز به اتفاق فرماندهان برای شناسایی می رفتند و شب بر میگشتند و گزارش میدادند که مثلاً امروز عراق چند تانک اضافه نموده یا چه تغییراتی ایجاد کرده است. ما هم به دقت گوش می دادیم و یادداشت می کردیم. جلسات هماهنگی مکرر برگزار میشد و فرمانده گردان نکات لازم را مرتب گوشزد و یادآوری می کرد.

گاهی هم همراه او به شناسایی میرفتم و تا نزدیک عراقی ها پیش میرفتیم. یک روز که به همراه سرهنگ حسیبی به شناسایی رفتم وضعیت جاده، مسیر حمله، مسیر برگشت و برگرداندن مجروحان را شناسایی کردم. مسیر پر از شن و ماسه بود.

با نزدیک شدن ساعت حمله دلهره و اضطراب افراد بیشتر می شد. زیرا دشمن بعثی هشت ماه در ارتفاعات الله اکبر و شیارهای آن مواضعش را محکم و پدافندها را آماده کرده بود. پدافندهای دشمن به انواع موشک های مالیوتکا، کاتیوشا و حتی موشک میلان تجهیز شده بود. در عمق نگاه همه بچه ها شادی و امید به پیروزی موج می زد. روحیه ها بسیار خوب بود. همه از ته دل خوشحال بودند. من هم خوشحال بودم زیرا می دانستم به حمله سرنوشت سازی دست خواهیم زد و ارتفاعاتی از میهن اسلامیمان را که روزی با آن همه مقاومت و سختی از دست داده بودیم باز پس می گیریم. از اینها گذشته وضعیت جبهه ها از حالت رکود و سکونی که مدتها بر آن سایه افکنده بود خارج میشد.

حمله شب سی و یکم اردیبهشت ماه 1360 بود. همانند شب عاشورا همه عجیب با یکدیگر صمیمی شده بودند. بچه ها همدیگر را میبوئیدند و می بوسیدند و زیر لب زمزمه می کردند "الهی عظم البلا و برح الخفا..."

ساعت 3 و 30 دقیقه بامداد بود. همه داشتند آماده می شدند. دو رکعت نماز خواندم. تقریباً ساعت 3 و 45 دقیقه سکوت شب یکباره شکسته شد. انگار زلزله شده بود. آتش تهیه توپخانه آغاز شده بود. غرش رعد آسای توپ ها یک لحظه متوقف نمی شد. منورها آسمان را نور باران کرده بود و هوای تاریک مثل روز روشن شده بود. بی سیم ها بکار افتاده بود. گروه چریکی داشت زیر آتش تهیه تلاش می کرد. بچه های مهندسی داشتند معبری را از داخل میدان مین باز می کردند تا گروه چریکی بتواند از آن عبور کند و به دشمن بعثی حمله کند. دو نفر با انفجار مین به هوا بلند شدند و بدن هایشان تکه تکه شد و فنا فی الله شدند... (در زمان تایپ این قسمت از شدت تاثر مکثی طولانی داشتم، پیمان حسیبی)

با اینکه بچه ها این صحنه ها را می دیدند اما خیلی جدی تر و مصمم تر جلو می رفتند. خدایا این چه روحیه ای بود!

پس از درگیری های سنگین حمله سبک تر و آتش ها کمتر شده بود. گاهی گوشه و کنار صدای شلیک گلوله ای به گوش می رسید. به بالای تپه های الله اکبر رفتم، همان جایی که یک روز عراقی ها وحشیانه به ما حمله کردند. یاد لحظه ای افتادم که هیچ نداشتیم و گریه ام گرفته بود. دو گریه در زندگی برای من خاطره انگیز شد؛ یکی هنگام از دست دادن ارتفاعات الله اکبر و دیگری هنگام باز پس گیری آن. چه شیرین بود گریه دوم. خاک وطن و میهن عزیز را آزاد کرده بودیم. آنجا دقیقاً فهمیدم که "حب الوطن من الایمان" یعنی چه.

جناب سرهنگ حسیبی فرمانده عملیات را دیدم. انصافاً خوب گردان را رهبری و هدایت کرده بود. من شاهد بودم که چقدر با مهارت و تاکتیک صحیح عمل می کرد. وقتی دیدمش او را بغل کردم. او خاک آلود بود و من علاوه بر خاک، خون آلود هم بودم اما در آن موقعیت اهمیت نمی دادم که لباسم خونی است. به او گفتم به عنوان یک هموطن ایرانی به شما تبریک می گویم و از فرماندهی خوب شما برای پس گرفتن خاک میهن متشکرم. او گفت: "البته تو هم بودی و نقش داشتی، من هم از تو سپاسگزارم". سپس گفت: "به عنوان افسر بهداری گردان فکری به حال جنازه های عراقی که همه جا افتاده اند بکن تا بهداشت منطقه به خطر نیفتد". بنابراین قرار شد تا غروب نسبت به پاک سازی منطقه اقدام کنیم.

بر گرفته از خاطرات امیر سرتیپ غلامحسین دربندی از مسئولین بلند پایه حال حاضر طرح کاروانهای راهیان نور

کتاب بوی گل مریم، انتشارات عرشان، ۱۳۸۳، هیات معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی.

سرهنگ حسیبی فرمانده گردان ۱۴۵ پیاده زرهی تیپ ۳ لشکر ۹۲ زرهی

قبل از شروع حمله به ارتفاعات الله اکبر

 

سرهنگ حسیبی به اتفاق شهید سرتیپ سعدالله زروانی در یک ماموریت شناسایی

قبل از عملیات الله اکبر

 

سرهنگ حسیبی به اتفاق سرتیپ دربندی در خط مقدم جبهه عملیات بیت المقدس

منطقه پاسگاه زید همراه نفرات امدادی خط مقدم

 

اولین گروه از اسرای عراقی تحت حفاظت پرسنل گردان ۱۴۵

در حال خروج از منطقه عملیاتی الله اکبر ساعت ۳۰/۴ صبح ۳۱/۲/۱۳۶۰

 

مصاحبه سرهنگ حسیبی فرمانده عملیات آزاد سازی ارتفاعات الله اکبر

با خبرنگار تلویزیون بعد از عملیات پیروزمندانه الله اکبر

 

جمعی از رزمندگان گردان ۱۴۵ به اتفاق سرهنگ حسیبی و شهید سرلشکر نیاکی

فرمانده لشکر ۹۲ زرهی اهواز

 

سرهنگ حسیبی و شهید احمد دخت

هوفل ۲ شمال سوسنگرد

 

یک موضع پدافند هوایی عراق در منطقه الله اکبر که به تصرف

رزمندگان گردان ۱۴۵ درآمد

 

تانک منهدم شده عراقی در جریان فتح ارتفاعات الله اکبر

 

برادرم و من!

در بازدید از تانکهای عراقی به غنیمت گرفته شده در منطقه عملیاتی الله اکبر

زمانی که برای دیدار پدرم عازم منطقه شده بودیم

خرداد ۱۳۶۰

 

سرهنگ حسیبی در عملیات رمضان، کانال ماهی گیری عراق در شرق بصره ۲۳/۴/۶۱

 

 سرهنگ حسیبی و امیر سرتیپ دربندی

پاسگاه فرماندهی گردان ۱۴۵ در هوفل ۲

 

سرهنگ حسیبی فرمانده تیپ ۴ به اتفاق شهید سرلشگر حسن اقارب پرست

جزیره مجنون، پاسگاه فرماندهی گردان ۱۵۱ تیپ ۴ لشکر ۹۲ زرهی اهواز

در یک جلسه بحث و تبادل نظر در سال  ۱۳۶۳

 

 سرهنگ حسیبی، مرحله دوم عملیات بیت المقدس ۱۰/۲/۱۳۶۱

فرمانده تیپ پیاده عراق که به اسارت رزمندگان شجاع تیپ ۳ لشکر ۹۲ زرهی درآمد

و تمام نفرات این یگان دشمن که در صحنه بودند اسیر شدند

 

سرهنگ حسیبی فرمانده تیپ ۴ به اتفاق جمعی از فرماندهان شجاع سپاه اهواز و ارتش

در پاسگاه فرماندهی تیپ ۴ لشکر ۹۲ زرهی اهواز، جزیره مجنون سال ۱۳۶۴

به فرموده امام راحلمان ارتشی و سپاهی، یک لشکر الهی

 

 سرهنگ حسیبی فرمانده تیپ ۴ به اتفاق حجت الاسلام و المسلمین شیر خدایی

و جمعی از پرسنل شجاع تیپ ۴ در منطقه حسینیه

 

پدرم و من

سه روز پس از آزادی خرمشهر قهرمان

زمانی که برای دیدار پدر عازم منطقه شده بودم

 

دیدار جمعی از فرماندهان ارتش با حضرت آیت الله سید علی شفیعی

 

  

و پس از ۳۰ سال دو همرزم قدیمی در کنار یکدیگر

پدرم به اتفاق امیر سرتیپ دربندی

زمانی که برای دیدار پدر عزیزم به منزل ایشان آمده بودند این عکس را به یادگار گرفتم

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 3:21 | لینک  | 

 

در تولد یک سالگی

 این وبلاگ را به تمامی شهیدان وطن به ویژه شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران تقدیم می کنم

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 9:15 | لینک  | 

 

از نظر من تمامی روزهایی که خداوند فرصت زندگی کردن به ما می دهد مقدس و مبارک هستند چه سیزدهم باشد چه چهاردهم و ... آیا ما نیز شکر گزار این موهبت الهی هستیم و به خاطرش خداوند را سپاسگزاریم؟ بنا به یک رسم قدیمی در روز سیزدهم فروردین ماه هر سال ایرانیان با پناه بردن به طبیعت یک روز را دور از هیاهوی زندگی شهری سپری می کنند. طراوت سبزه و رودخانه و دشت، انرژی سرشاری به انسان منتقل کرده و حسن ختام خوبی برای تعطیلات نوروزی محسوب می شود. چقدر خوب بود همانگونه که دوست نداریم کسی در خانه مان زباله بریزد همین حس را نسبت به طبیعت که خانه موجودات زنده بسیاری می باشد داشتیم. انسان خودخواه فکر می کند تمام منابع طبیعی صرفاً برای او خلق شده و هر طور که بخواهد می تواند با آن رفتار کند! تا کنون چقدر به فرزندانمان اصول حفاظت و نگهداری از منابع طبیعی را آموخته ایم؟ یادمان باشد که بزرگتر ها آینه رفتاری کودکان هستند. وقتی کودکی والدین خود را بی توجه به  پاک نگه داشتن محیط زیست می بیند مسلم است که بدون کوچکترین احساس مسئولیتی زباله های غیر قابل تجزیه در طبیعت را به جای اینکه در یک کیسه پلاستیکی جمع کرده و به سطل آشغال بسپارد، آنها را در طبیعت رها میکند! بسیار شاهد بوده ام که بزرگترها زباله های خود را از شیشه ماشین به خیابان پرت کرده اند و از آن طرف دم از فرهنگ و تمدن و گلایه از مدیریت شهری میزنند!! در روز طبیعت توصیه این معلم به همه هموطنان اینست که از منابع طبیعی به مانند منزل خود مراقبت نمایند و از پراکندن زباله در آن پرهیز کنند. برای همه ما پیش آمده که در روز سیزدهم فروردین به دنبال جای تمیز و بدون آشغال بگردیم و آن را پیدا نکنیم. شاهد بوده ام که چند خانواده در کنار هم اطراق کردند و پس از چند ساعت که به شهر بازگشتند در سر جایشان انبوهی از زباله بر جای مانده بود. پس بیاییم به جای گله گزاری از برخی کاستی ها خودمان هم قدمی در رفع برخی معضلات برداریم.

 

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 14:14 | لینک  | 

 

دوازدهم فروردین سالروز تاسیس جمهوری اسلامی ایران بر تمامی هموطنان مبارک باد

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 14:12 | لینک  | 

به یاد می آورم در اسفند ماه 1386 در هفته منابع طبیعی از بنده دعوت شد تا در همایشی که به همین مناسبت برگزار شده بود در خصوص آلودگی محیط زیست سخنرانی نمایم. خوشبختانه تمام مسئولین منابع طبیعی و محیط زیست استان خوزستان نیز در آن همایش حضور داشتند. مسایل متنوعی را مطرح نمودم و در پایان اسلایدی از ورود فاضلاب شهری به رودخانه کارون نمایش داده و گفتم:

خوشحالیم از اینکه شهرداری محترم اهواز هزینه زیادی صرف احداث جاده ساحلی نموده و در دو طرف کارون پارک ساحلی ایجاد کرده ولی چقدر تاسف بار است که به محض پیاده شدن از خودرو به منظور استفاده از فضای سبز، بوی تعفن ناشی از فاضلاب ورودی به کارون سبب می شود بی اختیار جلوی بینی خود را گرفته و بی درنگ از محل دور شویم. چقدر خوب بود بخشی از بودجه شهرداری صرف خارج کردن فاضلاب از کارون و یا تصفیه و باز یافت آن در نقطه ای دور از شهر می شد. مطمئناً در صورت تصفیه و باز یافت آن، منابع درآمدی بسیار زیادی عاید شهرداری خواهد شد. امیدوارم مسئولین محترم هر چه زودتر این معضل بزرگ را نیز حل نمایند تا به این وسیله سلامت شهروندان و محیط زیست فراهم گردد. لازم به یاد آوری است که به دلیل سد سازی های فراوان بر روی منابع آب ورودی به کارون و همچنین خشکسالی های پی در پی متاسفانه در فصل گرم سال (حدود 9 ماه از سال) شاهد کاهش شدید دبی آب کارون هستیم و در بعضی مواقع صرفاً فاضلاب بد بو به جای آب در کارون جاری می باشد!!!

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 14:31 | لینک  | 

سلام

امیدوارم سال ۱۳۹۱ برای همه ایرانیان سالی باشه پر از خوش حالی و ارزانی و سلامتی و بی گرد و خاکی و رفاقت و خرمی و امیدواری و پیشرفت و سعادت و در یک کلام همه چیز تمام.

از همه دوستانی که در یک سال گذشته به وبلاگ حقیر سر زدند و مرا دلگرم به ادامه نمودند تشکر می کنم. راستش تا حالا چند بار تصمیم به تعطیلی آن گرفته ام ولی پشیمان شدم. امیدوارم در سال جدید حسادت از ایران و ایرانی رخت ببنده.

اینم عیدی طبیعت به شهر اهواز. عکس زیر را امروز صبح از پشت شیشه ماشین در جاده ساحلی و در فاصله حدود ۳۰۰ متری از پل کابلی گرفتم. همینطور که میبینید نه پل و نه ساحل غربی کارون از شدت غبار معلوم نیست! طفلکی مسافرهای نوروزی که چه آواره شده بودند. خیلی دلم سوخت وقتی ماشین های مسافران را میدیدم که بچه های کوچیک از پشت شیشه با حیرت این خشم کائنات را نگاه میکردن...

تا درودی دیگر، اگر اجل امان دهد...

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 10:48 | لینک  | 

 

خوشحالم از اینکه بالاخره پول نفت خوزستانی ها خرج خودشون میشه! دیگه خسته شده بودیم بس که شهرهای دیگه آباد بود و شهر ما خراب. خدا را شکر که با همت استاندار خوبمان دروازه های ترقی به روی شهر اهواز گشوده شد. این بزرگترین پل کابلی کشوره و خیلی هم زیباست. به قول دوست خوبم دکتر مخبر دزفولی نمای شهر در شب مثل شهرهای اروپایی شده. خوشبختانه هر روز صبح وقتی از جاده ساحلی به دانشگاه میرم از زیر این پل رد میشم و هر روز شاهد ساخته شدنش بودم. دست مریزاد مهندسان جوان ایرانی، به شما افتخار می کنم.

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 1:43 | لینک  | 

 

این روزها سرک کشیدن گاه و بیگاه در شخصی تری مسایل زندگی دوستان، همسایگان و همکاران یکی از سرگرمی های متداول در میان خیلی ها شده! محدود به قوم و ملیت و سطح تحصیلات خاصی هم نمی شود. وقتی بیشتر از یک نفر می شویم برای پر کردن فضاهای خالی بین مکالمات مان شروع به ارائه اطلاعات درمورد مسایل شخصی دیگران می کنیم. حال این به اصطلاح اطلاعات چقدر درست یا چقدر شایعه باشد اصلا مهم نیست. غافل از اینکه نه تنها قانون ما را از این کار منع کرده بلکه تعالیم اسلامی مان نیز ما را از آن بر حذر داشته است. ای کاش قبل از ارتکاب به چنین رفتار زشتی تنها یک لحظه به این فکر کنیم که آیا دوست داریم در مورد خودمان این عمل انجام شود؟

 مولا علی فرمود: آنچه برای خودت نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند. دل انسان زمانی بیشتر به درد می آید که این عمل از برخی به اصطلاح فرهیختگان و فرزانگان جامعه سر زند! بیاییم از همین لحظه و پس از خواندن این مطلب تصمیم بگیریم در اینگونه مباحث شرکت نکنیم چون فکر می کنم اگر گوش شنوایی برای شنیدن در مورد حریم شخصی و خصوصی افراد نباشد خود به خود مشکل حل خواهد شد...!!!

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 14:33 | لینک  | 

اولین سین سنجد

سنجد نماد سنجیده عمل کردن است . سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس با خویشتن عهدکند که درآغاز سال هرکاری را سنجیده انجام دهد . سنجد نشانه گرایش به عقل است . اح­ترام به تفکر و ترویج و خردمندی . اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ .

دومین سین سیب

دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد .

سومین سین سبزه

سبزه پس از سنجد و سیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است . سبزی با خود شادابی نیکویی و زندگی را بهمراه می آورد . من با خویشتن عهد میکنم که دراین سال شاد و خوش خلق وخوش اخلاق باشم . رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه میدارد و به ما آرامش میدهد .

چهارمین سین سمنو

سمنو مظهر صبر و مقاومت وعضو عدالت و قدرت است .

پنجمین سین سیر

سیر به نشانه دست نگه داشتن از تجاوز به سفره هفت سین راه یافته تا پای را از گلیم خویش بیرون ننهیم . سیر نماد مناعت طبع است یعنی انسان باید همواره با قناعت برجهان بنگرد که انسان قانع از نفس کری­ش برتر از انسان قانع به دارندگی ثروت است . پس سیر که نشانه قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است را برسرسفره مینهیم تا انسانی عاقل سالم شاداب قوی و قانع باشیم . سیر چشمی و چشم سیری از بزرگترین صفات انسان برتر میباشد .

ششمین سین سرکه

سرکه نماد پذیرش ناملایمات و نماد رضا و تسلیم است . واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام با رنج و مشقت و زح­مت است و هیچ انسان متعهد و بامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد . خداوند زمین وآسمان و انسان را آسوده و بی غم نیافرید و سرکه گویای نکته ایست از تسلیم دربرابر رخدادهای ناگوار زندگی .

و هفتمین سین سماق

آخرین سین سفره هفت سین سماق است . سماق نماد صبر و بردباری و تامل دیگران است . صبر به انسان میاموزد که درگذر زندگی خستگی را بایدخسته کند وکام را بیابد

منبع:   iran1363.blogfa.com

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 22:24 | لینک  | 

 

در زمان دانشجویی ام هر از گاهی یکی از اساتید بزرگوارم را که می دیدم با اشتیاق به طرفش می رفتم و ضمن معرفی خود می گفتم آقای دکتر من چند سال پیش دانشجوی شما بودم و در حال حاضر در فلان جا مشغول کارم. استاد هم با مهربانی احوالپرسی می کردند و تمام...

چندی پیش در یکی از کنگره های تخصصی زراعت زمانی که داشجویان قدیمی ام که حالا همه در مقطع فوق لیسانس مشغول به تحصیل در دانشگاه های مختلف کشور از شهید بهشتی گرفته تا فردوسی، از گیلان گرفته تا چمران هستند وقتی حقیر را دیدند و جمله فوق را گفتند فهمیدم استادانم چه لذتی از آن لحظه برده اند. آری هیچ لذتی بالاتر از آموختن و دیدن ثمره آن نیست. برای تمام جوانان وطنم بهترین آرزوها را در سال پیش رو دارم...  

 

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 9:33 | لینک  | 

 

کم کم به روزهای پایانی سال نزدیک میشیم و با فرا رسیدن آخرین شب چهارشنبه نگرانی عمیقی را در وجودم احساس می کنم. از چند روز پیش گویا برخی بچه ها و نوجوانان با ترکاندن ترقه و ایجاد اصوات کر کننده به پیشواز یک رویداد تحریف شده رفته اند! چقدر خوبه که پدر و مادر های عزیز و برادران و خواهران بزرگتر، نوجوان ها را از خطرات ترقه بازی برای خودشان و دیگران آگاه کنند. ملتمسانه از همه دوستانم خواهش می کنم خدای ناکرده شب عید خانواده خود را با آلوده شدن به اینگونه هیجانات کاذب خراب نکنند. از مسئولین دولتی هم تقاضا دارم با فرهنگ سازی و ایجاد زمینه برای انجام یک جشن کوچک و کنترل شده از تبدیل شدن خیابان ها به صحنه انفجارهای مهیب جلوگیری کنند. به شخصه اعتقاد دارم نمی توان با جبر و زور یک فرهنگ را در جامعه ترویج داد. پس به توصیه مقام معظم رهبری به دنبال جذب حداکثری و دفع حداقلی باشیم.

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 2:23 | لینک  | 

 
میزان رویه مصرف ایرانیان و استانداردهای جهانی
گویند که ؛ مردم ایران از اسراف‌کارترین مردمان جهان هستند. مردم ايران منابع ملي خود را به مقدار قابل ملاحظه اي تلف مي ‌كنند. اسراف در اين منابع به اندازه‌ای است كه بنا به آمار منتشره مصرف سرانه آب، انرژي، دارو، نان و دیگر مواد غذایي و صرف وقت براي انجام يك كار معين در ايران
1. نان :
منطقه
سرانه مصرف ساليانه نان (واحد كيلوگرم)
نسبت
ايران
160
ايران 6 برابر جهان
جهان
25
مردم ما پرمصرف‌ترين مردم جهان در مصرف گندم و نان هستند و با سرانه 160 كيلوگرم بالاترين مصرف سرانه نان را
در جهان دارا هستيم. لازم به توضيح است که
ميزان توليد نان در ايران 25 ميليارد عدد است.
2. تخم مرغ:

منطقه
سرانه مصرف تخم مرغ (واحد كيلوگرم)
نسبت
ايران
8 تا 9
ايران يك سوم جهان
جهان
24

سرانه مصرف تخم مرغ در ايران 8 تا 9 كيلوگرم است كه اين رقم در كشورهاي پيشرفته 24 كيلوگرم است.


3. شير:

منطقه
سرانه مصرف شير (واحد كيلوگرم)
نسبت
ايران
90
ايران يك سوم اروپا
جهان
300

سرانه مصرف شير در ايران 91 كيلوگرم در سال است كه اين سرانه در اروپا 300 كيلوگرم برآورد مي‌شود.
همچنين براساس آخرين آمار در مورد سبد غذايي ايرانيان، مصرف لبنيات به ازاي هر نفر روزانه 139 گرم است
كه فقط 28 گرم از اين ميزان را شير تشكيل مي‌دهد.
در حاليكه مصرف مطلوب لبنيات هر فرد بايد روزانه 225 تا 240 گرم باشد.


4. شكر:

منطقه
سرانه مصرف شكر (واحد كيلوگرم)
نسبت
ايران
30
ايران 6 برابر جهان
جهان
۵/۲۲

سرانه مصرف شكر هر ايراني 30 كيلوگرم و 6 برابر ميانگين هر فرد در دنيا است.


5. سويا:

منطقه
سرانه مصرف سويا (واحد كيلوگرم)
نسبت
ايران
0/5
ايران يك بيستم جهان
جهان
10

در حاليكه مصرف سرانه سويا در اروپا و آمريكا 9 تا 11 كيلوگرم برآورد شده است.
حجم مصرف اين فرآورده در ايران تنها به نيم كيلوگرم به ازاي هر نفر مي‌رسد.


6. نوشابه:

منطقه
سرانه مصرف نوشابه (واحد ليتر)
نسبت
ايران
42
ايران چهار برابر جهان
جهان
10

ايرانيان سالانه بيش از 2 ميليارد و 900 ميليون تومان نوشابه استفاده مي‌كنند. بنابراين از نظر سرانه مصرف نوشابه گازدار در ايران، رتبه اول جهان را داريم. سرانه مصرف نوشابه در ايران 42 ليتر است. در حاليكه اين سرانه مصرف 4 برابر سرانه مصرف دنياست.


7. نمك:

منطقه
سرانه مصرف نمك در سال (واحد كيلوگرم)
نسبت
ايران
6
ايران 2 برابر جهان
جهان
3

ميزان استاندارد مصرف نمك بين 4 تا 5 گرم در روز است. در حاليكه ايرانيان بطور متوسط روزانه 8 تا 10 گرم نمك مصرف مي‌كنند.


8. ميوه و سبزيجات:

منطقه
سرانه مصرف ساليانه ميوه و سبزي (واحد كيلوگرم)
نسبت
ايران
30
ايران يك چهارم جهان
جهان
120

ايران در توليد 15 محصول اصلي باغي دنيا مقام اول تا دهم را دارد و بيش از 4 درصد از ميوه و مركبات جهان را توليد مي‌كند.
اما
مصرف سبزي و ميوه در كشورمان كمتر از ميزان استاندارد جهاني است.
(روزانه هر فرد بايد حداقل 400 گرم ميوه و سبزي مصرف كند اما سرانه مصرف در ايران 100 گرم است!)


9. ماهي:

منطقه
سرانه مصرف ساليانه ماهي (واحد كيلوگرم)
نسبت
ايران
7
ايران حدود يك سوم جهان
جهان
18


طول عمر:
طول عمر ايرانيان %20 كمتر از ميانگين جهاني است.

مرگ و مير:
حدود %40 از مرگهاي روزانه به دليل سوء تغذيه مي‌باشد.

در كشور ما از مجموع 800 مرگ روزانه 300 مورد مستقيماً به تغذيه نامناسب مربوط است.



وضعيت مصرف دارو:

منطقه
ميانگين سرانه اقلام دارو در هر نسخه
نسبت
ايران
6 قلم
ايران سه برابر جهان
جهان
2 قلم

آمار رسمي وزارت بهداشت مي‌گويد در 8 سال گذشته، متوسط تعداد داروهاي تجويز شده در هر نسخه، بيش از چهار قلم بوده است كه در حال حاضر متوسط كشوري آن به 6/3 قلم رسيده است. اين در حالي است كه ميانگين جهاني در اين زمينه كمتر از دو قلم در هر نسخه است. يعني در ايران بيش از سه برابر متوسط جهاني است.


فضاي سبز:

منطقه
ميانگين سرانه فضاي سبز مترمربع
نسبت
ايران
5
ايران يك سوم جهان
جهان
15


میزان مصرف انرژی:

1. برق:

منطقه
سرانه مصرف ساليانه (کيلووات)
نسبت
ايران
2500
ايران 3 برابر جهان
جهان
800


2. آب:

منطقه
سرانه مصرف روزانه (ليتر)
نسبت
ايران
300
ايران 2 برابر ميانگين جهان
جهان
150


3. بنزين:

منطقه
سرانه مصرف روزانه (ليتر)
نسبت
ايران
90
ايران 6 برابر ميانگين جهاني
جهان
15


4. گاز:

منطقه
سرانه مصرف سالانه (مترمكعب)
نسبت
ايران
1700
ايران 3 برابر ميانگين جهاني
جهان
600

به طور متوسط ايران حدود 4 برابر میانگین جهاني انواع انرژي را مصرف مي‌كند.


ساعات كار:

منطقه
سرانه ساعات كار سالانه
نسبت
ايران
2400
ايران ۵/۱برابر ميانگين جهاني
جهان
1900


ساعات كار مفيد:

منطقه
سرانه ساعات كار سالانه
نسبت
ايران
300
ايران يك چهارم سرانه جهاني
جهان
1400


فضاي ورزشي:

منطقه
سرانه (متر مربع)
نسبت
ايران
61 سانتي متر مربع
ايران يك سوم ميانگين جهاني
جهان
2 متر مربع


مطالعه:

منطقه
سرانه زمان مطالعه روزانه (دقيقه)
نسبت
ايران
18
ايران يك چهارم ميانگين جهاني
جهان
70


زمان مكالمه با تلفن و تلفن همراه:

منطقه
سرانه زمان مكالمه روزانه (دقيقه)
نسبت
ايران
40
ايران چهاربرابر ميانگين جهاني
جهان
10



متاع ما، چیزی جز اندیشه ما نخواهد بود ...
منبع: پرشین استار

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 22:17 | لینک  | 

 

اگرکودکیم و نوجوانیم نمی گذشت. اگر اتفاقات خوبی که مرا به زندگی امیدوار واتفاقات بدی که به من جرات رها شدن از دنیا را می دهد نمی گذشت باور می کردم که ما جاودانه به این خاکیم. ولی خوشبختانه همیشه نیستیم تا ببینیم که به فکر راحت زیستن خود هستیم حتی به قیمت له کردن دوستانمان. نیستیم تا ببینیم که با طعنه هایمان همدیگر را تحقیرمیکنیم که همیشه آنچه نشان میدهند به از آنچه نشان میدهیم نباشند. آری من آماده ام باتمام توشه وکوله باری بسیا ناچیز که دراین زمان اندک ولی طولانی در این زمین حقیر ولی جذاب کسب نمودم رهسپار جایی شوم که او می خواهد. که اگر نخواهم دیر یا زود کوله بارمان را به جبر بر خواهیم داشت وبه دیاری خواهیم رفت که جبران خواهند کرد هر بدی که درباره حق روا داشتیم و..... بدان و آگاه باش، به هر که بدی کنی به او باخته ای و به هر که خوبی کنی او را ساخته ای...

ماز دریایم ودریا می رویم ما زبالایم وبالا می رویم

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 0:2 | لینک  | 

 

انگار همین دیروز بود، نوروز ۹۰ و سفره هفت سین! باورم نمیشه که اینقدر زود گذشت. امروز صبح در گوشه کنار شهر غرفه های عرضه مستقیم میوه رو دیدم. یه کم دلم گرفت! چون یک سال گذشت ولی کشکول من خالی تر از قبل! خوشا به حال کسانی که از لحظه لحظه زندگیشون برای رسیدن به کمال استفاده میکنن، امسال که گذشت ولی با اومدن بهار ۱۳۹۱ امیدوارم بتونم از فرصت هایی که خداوند در اختیارم قرار میده بهتر استفاده کنم. دوستان! این روزها فرصت خوبیه واسه اینکه به جای قضاوت کردن در مورد دیگران یه کمی هم در مورد اعمال خودمون در سالی که گذشت قضاوت کنیم!

هفت شهر عشق را عطار گشت        ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

نوشته شده توسط دکتر پیمان حسیبی در ساعت 1:0 | لینک  | 
 

وضعیت آب و هوا

ساعت فلش

ابزار آپلود

فال حافظ
فال امروز